ابزارهای دشمن در جنگ نرم از نظر قرآن مجید

 

در قرآن مجید ابزارهای گوناگونی را که از طرف مشرکان برای مبارزه با مسلمانان شرح داده شده است از جمله آن می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

1 – استفاده از شایعه پراکنی و دروغ پراکنی : پژوهشگران تعاریف گوناگونی از شایعه ارائه می دهند برای نمونه ال پرت وپستمن می گوید : « شایعه موضوعی خاص است که برای باور همگان مطرح می شود و از فردی به فرد دیگری منتقل می شود و معمولا این انتقال به طور شفاهی صورت می گیرد بدون آن که شواهد مطمئنی در میان باشد . » شایعات زیادی در باره ی پیامبران الهی مانند حضرت نوح ( ع ) ، حضرت موسی ( ع ) حضرت شعیب ( ع ) و ... از طرف کفار مطرح می گردید . اما بیشتر از همه به شایعاتی بر می خوریم که درباره ی پیامبر اسلام ( ص ) رواج می یافت . این شایعات به حدی بود که کفرپیشگان خود نیز باور می کردند و پیامبر ( ص ) را ساحر و مجنون می خواندند ، و قرآن را سحر ، اباطیل و شعر معرفی می کردند .  مخصوصا در ابتدای اسلام و جنگ احد که شایعه شهادت پیامبر ( ص ) را اجرا کردند . به طوری که لشکر اسلام از جنگ بازماند و حتی بسیاری از خواص و سربازان اسلام به علت باور کردن این شایعه از صحنه جنگ فرار کردند .

2 – بازداشتن از راه عبودیت خدا : با سخت و دشوار نشان دادن راه حق مردم را از پیروی راه حق باز میدارند . « الذین یصُدون عن سبیل اللهِ و یبغونها عوجاً و هم بالاخرهِ هم کافرونَ[1] » « همان ها که ( مردم ) را از راه خدا باز می دارند و راه حق را کج و معوج نشان می دهند و به سرای آخرت کافرند . »

3 – اشاعه فحشا و فساد : یکی از مهم ترین ابزارها برای گمراه کردن مؤمنان توسط شیطان است . « فخلفَ من بعدهِم خلفٌ اضاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات » یعنی : « سپس در پی آنها جانشینانی آمدند که نماز را ضایع ساختند و از شهوتها پیروی کردند . »

4 – صرف هزینه های هنگفت مالی در جهت برآورده کردن خواسته هایشان : کفار همواره اموال خود را برای جلوگیری از گسترش اسلام خرج می نمایند اما در نهایت نتیجه ای جز حسرت و شکست قطعی عایدشان نمی شود . « ان الذینَ کفروا یُنفقونَ اموالهم لِیَصدوا عن سبیل الله فسَیُنفقونها ثُمَّ تکونُ علیهم حسرهً یُغلبونَ والذینَ کفروا الی جهنمَّ یُحشَرون[2] » « آنها که کافر شدند اموالشان را برای بازداشتن ( مردم ) از راه خدا خج می کنند ؛ آنان این اموال را ( که برای به دست آوردنش زحمت کشیده اند در این راه ) مصرف می کنند ، اما مایه حسرتشان خواهد شد و سپس شکست خواهند خورد و ( در جهان دیگر ) کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد . »

5 – جار و جنجال و هوچی گری و مشغول نمودن اذهان با سخنان لغو : « و قال الذینَ کفروآ لا تسمَعو لهذا القرانِ و الْقَوافیهِ لعلکُم تغلبونَ[3] »  کافران گفتند : « گوش به این قرآن ندهید و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید ، شاید پیروز شوید . »  در بعضی روایات آمده است که هر گاه پیامبر ( ص ) در مکه قرآن را تلاوت می کرد ، مشرکان مردم را از او دور می کردند و می گفتند سوت و سفیر بکشید و صدا را به شعر بلند کنید تا سخنان او را نشنوید . به طور کی این یکی از روشهای مبارزه با نفوذ حق است که امروه نیز به صورت گسترده تر و خطرناک تری ادامه دارد . که برای منحرف ساختن افکار مردم و خفه کردن صدای منادیان حق و عدالت محیط را چنان پر از جنجال می کنند که هیچ کس صدای حق را نشنود . گاه با جار و جنجال و گاه با داستانهای خرافی و دروغین و گاه با افسانه های عشقی و هوس انگیز . گاه از مرحله سخن فراتر رفته مراکز سرگرمی و فساد و انواع فیلم های مبتذل و مطبوعات بی محتوی و سرگرم کننده و بازی های دروغین سیاسی و هیجانهای کاذب افکار مردم را از محور حق پراکنده می نمایند . از همه بدتر این که گاه بحث های بیهوده ای در میان دانشمندان و صاحب نظران مطرح میکنند و چنان آنها را به منازعه وا می دارند که هر گونه مجال تفکر در مسایل بنیادی و اساسی از آنها گرفته می شود . این آیه دلیل آشکاری بر نهایت درماندگی کافران در رویارویی با قرآن و پیامبر ( ص ) است .

6 – پوشاندن حق و آمیختن آن با باطل : « یا اهل الکتابِ لِمَ تلبسون الحقَّ بالباطل و تکتمونَ الحقَّ و انتم تعلمون .[4] » یعنی « ای اهل کتاب چرا حق را با باطل مشتبه می کنید ( تا دیگران نفهمند و گمراه شوند ) و حقیقت را پوشیده می دارید در حالی که می دانید . » این آیه حاوی سرزنش اهل کتاب است که حق را با باطل می آمیختند و واقعیت را در این میان پنهان می کردند تا مردم گمراه شوند . آنها صفات پیامبر را که در تورات و انجیل آمده بود پنهان و یا تحریف می کردند و راست و دروغ را مخلوط کرده و مردم را به اشتباه می انداختند . امیر المؤمنین علی ( ع ) در باره ی مخلوط شدن حق و باطل می فرماید : « اگر حق با باطل پوشیده نمی شد ، زبان دشمنان یاوه گو از آن بریده می شد . اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و با هم در می آمیزند . تنها کسانی نجات خواهند یافت که وعده نیک از سوی خدا به آنها داده شده است[5] . »

7 – تفرقه اندازی : « انَّ الذینَ فرَّقوا دینهم و کانوا شِیَعاً لستَ منهم من شیءٍ انما امرُهم الی الله ثُمَّ ینبئهُم بما کانوا یفعلون[6] » یعنی « کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دسته های گوناگون تقسیم شدند تو هیچ گونه رابطه ای با آنها نداری . سروکار آنها تنها با خداست . سپس خدا آنها را از آن چه انجام می دادند با خبر می کند . » این آیه به کسانی که با ایجاد انواع بدعتها میان بندگان خدا و افراد جامعه تفرقه می اندازند و بذر نفاق و اختلاف می اندازند اشاره می کند .

8 –استفاده از پوشش های جذاب و زیبا برای نیات مخرب و زیانبار خود : « و اذا قیل لهم لا تُفسِدو فی الارضِ قالو انما نحن مصلحون » یعنی « و هنگامی که به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید می گویند ما فقط اصلاح کنندگانیم . »

در تفسیر نمونه در ذیل آیه شریفه به ویژگیهای آنها اشره می کند که نخستین داعیه آنها اصلاح طلبی است در حالی که مفسد واقعی همان ها هستند . امروزه هم دشمنان اسلام با بهره گیری از عناوینی همانند اصلاح طلبی و دفاع از حقوق بشر ، دموکراسی و ... همه تلاش خود را برای گمراهی ملت های آزاده به کار می گیرند .

9 – بازی با کلمات و مسخره کردن مسلمانان و پیامبر ( ص ) : « من الذین هادوا یحرِّفون الکلمَ عن مواضعهِ و یقولون سمعنا و عصینا واسمع غیر مُسمَعٍ و راعنا لیًّا بالسنتهِم و طعناً فی الدینِ و[7]... » یعنی « بعضی از یهود سخنان را از جای خود تحریف می کنند و ( به جای این که بگویند شنیدیم و اطاعت کردیم ) می گویند شنیدیم و مخالفت کردیم و ( نیز می گویند ) بشنو که هرگز نشنوی و ( از روی تمسخر می کویند ) راعنا یعنی ما را تحمیق کن تا با زبان خود حقایق را بگردانند و در آیین خدا طعنه می زنند . ... » مسلمانان در آغاز دعوت پیامبر اسلام برای این که سخنان پیامبر ( ص ) را بهتر بشنوند و به خاطر بسپارند در برابر پیامبر ( ص ) می گفتند : « مراعات ما را بکن و مهلت بده » ولی یهودیان این جمله را دستاویزی قرار داده بودند و آن را در مقابل حضرت تکرار می کردند و منظورشان معنی عبری این جمله یعنی « بشنو که هرگز نشنوی » یا معنی دیگر عربی آن یعنی » ما را تحمیق کن » بود . اشاره به این که کار پیامبر اسلام ( ص ) نعوذ بالله تحمیق کردن و اغفال مردم بوده است . در آیه 104 سوره بقره مسلمانان را گفتن کلمات دو پهلو منع می فرماید « یا ایها الذینَ امنوا لا تقولوا راعِنا و قولواانظُرنا و سمعوا و للکافرین عذابٌ الیمٌ » یعنی « ای افراد با ایمان ( هنگامی که از پیامبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می کنید ) نگویید راعنا بلکه بگویید انظرنا ( زیرا کلمه اول هم به معنی ما را مهلت بده و هم به معنی ما را تحمیق کن می باشد و دستاویزی برای دشمنان است ) و ( آنچه به شما دستور داده می شود ) بشنوید  و برای کافران ( و استهزا کنندگان ) عذاب دردناکی است . »  


 سوره هود آیه 19[1]

 سوره انفال آیه 36[2]

 سوره فصلت آیه 26 [3]

 سوره آل عمران آیه 71[4]

 نهج البلاغه خطبه 50[5]

 انعام آیه 159 [6]

 سوره النساء آیه 46[7]

/ 1 نظر / 8 بازدید
مهدی حسین زاده

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در ان بالاها مهربان، خوب، قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد _______________________________________ سلام.از آشنایی با وبلاگ شما بسیار خوشبختم.هر چند مطالبتونو کامل نخوندم اما وبلاگ علمی و پر محتوایی دارین.من هم دانشجوی ارشد بازاریابی هستم و خوشحال میشم که شما هم به وب من سر بزنید.. راستی اگر موافق با تبادل لینک هستید لطفا وبلاگ منو با عنوان: (سکوت کوچه های شب) و با آدرس www.silenzio.blogfa.com لینک کنید و به من خبر بدید. سال نورا هم تبریک میگم و امیدوارم سال سبز و زیبایی داشته باشید. موفق باشید و به امید دیدار دوبار