سفره ساده ی سپاه

روزی هنگام ناهار محمود ( ایزدی ) به خانه مان آمد ، غذا کمی مفصل بود . او برخاست و گفت : « من در این جا ناهار نمی خورم . » پرسیدم : « برای چه ؟ »

گفت : « سفره شما رنگین است ؛ بنابراین می روم تا سر سفره ی علی وار سپاه بنشینم . »

برادرم با این که بعد از مدت ها فقط همان روز آمده بود ناهار نخورده برگشت .

راوی : زهرا خواهر شهید

/ 0 نظر / 17 بازدید